BarOk

نوشته های یک جنوبی

  • ۰
  • ۰
  میگویند:
به این باور رسیده ام
که لحظاتی در زندگی هست،
که اگر خوش شانس باشی، 
ممکن است کسی را ملاقات کنی
که برایت کاملا مناسب باشد.
نه بخاطر اینکه او یا خود تو
افرادکاملی هستید
بلکه به این دلیل که
ترکیب نقص ها و اشتباهات شما
آنچنان با هم هماهنگی دارد، که اجازه می دهد
دو انسان کاملا متفاوت
مانند در و لولا
برای هم سازگار شوند.
َ

+امتحان تموم شد از سالُن خارج شدم رفتم سمت کیفم تو کلاس که یک لحظه صدای آرمان (دوستم) رو شنیدم که فریاد میزد خیلی نامردی منم گیج و گنج بهش نگاه کردم بعد فهمیدم من از اون یکی از سوالای کارگاه رو خواسته بودم ولی متوجه نشدم بهم گفته و اون هم سوال مترادف رو میخواست و من نتونستم بهش برسون و این شد آغاز لغزیدن پایه های یک دوستی 2 ساله ما
همیشه از توضیح دادن به شخص متنفر بودم حالا موندم بهش بگم در اشتباست یا نه میتونمم مثل همیشه از کنارش رد شم و دیگ کاری باهاش نداشته باشم نمیدونم .....
++این ماجرا بهم یادآور کرد که کوچکترین چیز ها بزرگترین چیز ها رو میتونه نابود کنه

  • barok

نظرات (۴)

  • مهدی امینی
  • http://unitazad.ir/post/User-Arezoo

    آرزوتونو بنویسید....
    پاسخ:
    چشم
  • منـَم؛ همون یهـ نفَـ ـر :)
  • ان شاء الله که دوستیتون پا برجا باشه :)
    تو عاجزی ز گفتنو او از شنیدنش
  • این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
  • دوم دبیرستانے؟
    یا سوم؟😐شایدم اول ؟

    پاسخ:
    سومم 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی