BarOk

نوشته های یک جنوبی

  • ۰
  • ۰
چرا...

سه روز اخیر تقریبا هیچ کاری نکردم نه طبق برنامه پیش رفتم نه کار مفیدی انجام دادم و نه حرکت رو به جلویی کردم .
نه که خودم بخوام کاری نکنم میخوام ولی نمیتونم
 انرژی و قدرتی برای حرکت و ادامه دادن ندارم یا شاید اراده ندارم* 
از همه چیز عقب افتادم ولی خوشحالم.با اینکه تیک عصبیم حدودی برگشته ولی باز خوشحالم.
از صب تا حالا همش یه حال و هوای عجیبی دارم  غیر از یه یک ساعت سر کلاس آقای (م) که همیشه با تمام وجودش تلاش میکنه بچه ها رو شاد کنهتا حسابان جذابیتش برای بچه ها چندین چند برابر بشه ولی من میجنگم شاید بعد از ارسال این پست دوباره رو پاهام وایسم و ادامه بدم..... 



(از گفتن اراده نداشتن برای کسی و برای خودم متنفرم خیلی بار منفی داره )
(همیشه یه مشکلی داشتم که چرا نمیشه زمان وایسوند تا اونجایی که میشه استراحت کرد همه افکار بد لعنتی رو دور ریخت بعد دوباره آغاز کرد. )
  • barok

نظرات (۳)

  • محمدرضا عاشوری
  • زمان خیلی خر است
    پاسخ:
    خیلی...
    یاد خودم افتادم :)
    پاسخ:
    انسان ها تو خیلی چیزا مشترکند 
    مطمئنم حتی اگه تا اخر دنیا هم بهم وقت بدن برای خلاصی از ذهن متوهم و درگیر و افکار متناقضش کافی نیست
    پاسخ:
    نمیشه باش راه اومد 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی